فقظ چند لحظه به من فکر کن... خدایا به اندازه ی هفت اسمانت دلتنگم...

پست ثابت




اقـــای من


امروز حال و هوای عجیبی دارم.

احساس می کنم...تمام پنجره های جهان به سمت

پـــــــــــنجره ی فــــــــــــــــولاد

شما باز می شود

واینک مثل همیشه

کنار پنجره می ایستم...

چشم در چشم افق می دوزم...

زیارت نامه ی شمارا می خوانم...



+ تاریخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ساعت 19:16 نویسنده زهرا سادات عاملی

پست ثابت

بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز

ک اخرین گل سرخ از همه خبر دارد...


اللهم عجل الولیک الفرج

+ تاریخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 ساعت 13:15 نویسنده زهرا سادات عاملی
بخدا دیگر خسته شده ام! ازین دنیای ک فردایی ندارد...ازین شبی ک اشکهایم را نظاره می کند!

بخدا دیگر خسته شده ام! از تویی ک نیستی و رفتی و برنگشتی

از خودم...از احساسم...از منی ک هر روز حسرت دیروز را میخورد و از اینده واهمه دارد!

از حــــالــی ک خراب است و فقط تو میدانی!

بــگــذار خــداحـــافـــظـــی کــنـــم!

این دل دیگر شکسته است!این من هر روز تو را میبیند و این درس برایش تدایی می شود ک

"تو مال من نیستی و باید برید باید شکست"

 

دستانم را بگیر بگذار اسمانی شوم


برچسب‌ها:
دیشب ب سیل اشک ره خوا میزپم همی
+ تاریخ یکشنبه دوم شهریور 1393 ساعت 17:35 نویسنده زهرا سادات عاملی |

دلم گریه می خواهد...با کمی فریاد های کودکانه...و...آغــوش ”مادرانه”...

(لطفا نوشته هامو خوب بخونین و نظراتتون و دربارشون اعلام کنین.خیلی برام مهمه.ممنونم)

+ تاریخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ساعت 10:0 نویسنده زهرا سادات عاملی |

دلم زهرچه به غیر از تو بود خالی ماند...دراین سرا تو بمان ای که ماندگار تویی...جهانیان همه گر تشنگان خون منند...چه باک زان همه دشمن؟چو دوستدار تویی...مرا هزار امید است و هر هزار تویی

سیمین بهبهانی

+ تاریخ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ساعت 1:27 نویسنده زهرا سادات عاملی |

گاهی خسته میشوم.از همه ی بی توجهی ها...اما...خودم خواستم...خودم خواستم ک نباشم و نبینند...خودم خواستم فراموش شوم از خاطرات...شاید همین راهش باشد...فراموشی...
برچسب‌ها:
حس و حالم خوش نیست, بی تو دل داغونه, یکی باید باشه تو رو برگردونه
+ تاریخ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ساعت 5:36 نویسنده زهرا سادات عاملی |

یاد روزهایی که من بودم و جای خالیت...اما...حضورت همیشه پر رنگ بود...این ”امــا” ها شده فاصله بین من و تو...فاصله ای که علاقه را بیش تر می کند...فاصله بیشتر می شود و دلتنگی بیشتر...و دل کندن سخت تر...بیا و ”الفــ” را بردار...دیگر خسته شده ام از من و تو نوشتن...بگذار ”مــا” شویم.


برچسب‌ها:
خسته ام, به اندازه ی تمام لحظاتی که نبودی و بودنم نابود شد
+ تاریخ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت 1:1 نویسنده زهرا سادات عاملی |

این شب ها دل ها بیشتر شکست...کاسه ی شیر شکست...دل کودک منتظر شکست...امشب تمام جهان یتیم شد!!!...امشب تمام عرش ماتم گرفته است...به یاد علی فاطمه ماتم گرفته است... امشب ”عـدالــتـــ” با علی رفت...ـــــــــــ التماس دعا دارم از شما دوستان عزیز،هیچ کس و فراموش نکنین تو این شبهای عزیز...یادتون باشه مریضهای عزیزمون رو مخصوص دعا کنین...ما خودمون چنتا مریض داریم و محتاج دعاتون هستیم...مچکر از حضور و توجهتون...بعد از این روزهای پرفیض انشالله برمیگردم...یا علی*
برچسب‌ها:
عدالت با علی رفت‏,
+ تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 23:45 نویسنده زهرا سادات عاملی |

همه دردا و مشکلاتم به کنار...اصن ب جهنم...اصن دردای من در قبال دردای بعضی از ادما درد و مشکل نیس ک!بازیه بچگونس!!!امروز فقط از خدا ی چیز میخوام ”عــشــق” نه برای زندگی خودم،برای کسی ک ندارتش...برا کسی که با کلی امید و آرزو رفت خونه شوهر...شاید یکم اروم شه...از مشکلات کم شه...شاید شوهر عزیزش بهش بگه نترس خانومم من اومدم تا پشتت باشم مثه ی کوه...ولی متأسفانه بعضی از ادما و اتفاقا زندگیش و خراب کردن...کسایی ک میشه گفت دزد هستن!!!!! ”دزد نوامیس” واقعا براشون متاسفم...واقعا باید خیلی ذاتشون خراب باشه که ازین قلتا میکنن...واقعا باید خیلی... باشن...حیف ک این وبلاگ ارزشش بیشتر از شما گدای محبتاس وگرنه هرچی لیاقت شما و امثالتون بود بارتون می کردم...با توأم!!! اره باتوئی ک سرک میکشی تو زندگی کسی که همسر داره...زن داره...دنبال چی میگردی گدا گشنه هااان...خجالت نمی کشی حیا نمی کنی!؟؟؟گرچه امثالی مثه تو ک لیاقت شما خطاب شدن ندارن اصن نمیدونن حیا و احترام چیه!...بابا اخه احمق این مردی ک تو میخوای از راه ب درش کنی خودش زن داره ولی متاسفانه عقل نداره ک ب تو پا داده...باشه...تو چرا داری بی غیرتی میکنیی؟؟؟تو ک خودت زنی...تو ک میفهمی شکست برای ی زن دوبرابره چون لطیفه حساسه...میفهمی چی میگممم؟؟؟یا ب فکر تیغ زدنی؟؟؟؟حرفم زیاده ولی اینجا نمی شه!!!حضوری میام ی احوال پرسی باهات میکنم!
+ تاریخ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ساعت 1:34 نویسنده زهرا سادات عاملی |

یک سال گذشت

یک سال کنار هم بودن

یک سال درد و دل کردن و همدردی

یک سال نوشتن و احساسات همدیگرو به اشتراک گذاشتن

یک سال در کنار دوستان عزیز

یک سال خاطرات تلخ و شیرین

بله یک سال گذشت و وبلاگ من یکساله شد

اولین تولد ...

سلام و خسته نباشید دارم خدمت تموم دوستان عزیز

دوستای عزیزی که تو این یک سال کنارم بودن

دوستای گلی که با کامنت ها نظراتشون دلگرمم کردن

دوستایی که پای نوشته هام نشستن و همدردی کردن 

ممنون و سپاس بابت همه ی لطف هاتون 

ممنون که قدم رنجه فرمودین و به جشن یکسالگی وبلاگم تشریف اوردین

 امیدوارم که همیشه شاد و سرزنده باشید و همه پدیده های عالم بر وفق مراد دلتون بچرخه 

امیدوارم تولد یکسالگی وبلاگم بهتون خوش گذشته باشه ...

 

همه ی خاطرات تلخ با تو شیرین میشود ...


برچسب‌ها:
تولد یک سالگی وبلاگ هفت اسمان سکوت
+ تاریخ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ساعت 14:31 نویسنده زهرا سادات عاملی |